شب را تمام کردم
همین حالا.
که صبح،
پایان است…

مثل دیدن ساحل دریا!

محمد یوسفی

Advertisements

بعد ازمن
اتاقم را بسوزانید!
هیچکس نباید در آینه ام
یا از پنجره­ ی اتاقم بنگرد
کسی نباید در تختخواب من به خواب رود
یا پیرهنم را بپوشد!
آنها
مسخ از اندوه م
چون جن­ زده ­گان خیره شدند
و از آنسان دیداربا مرا
ملاقات  شیطان خواندند
دوستان!
مگذارید بیش از این متهم باشم
مگذارید بینوایی، دوباره با اندوهم آشنا گردد
بعد از من
اتاقم را بسوزانید!
ورنه…
فاجعه از سوزˏنخستین گشایش درب
آغاز می شود.

محمد یوسفی