برای ِ میم

تو قهقهه‌ی گم‌شده در غاری تاریکی
که هنوز پژواکش
گشایش نور است.
نور است
نور است
نور…

Dee Dell

Advertisements

ازدحام ِ جمعیت
در سرم
معرکه به پا شده
جای ِ خالی ِ خودم
در جهان
پرده پوش ِ قصه ها شده
هرکه هرچه هست، نیست!
کار ِ روزگار را ببین
زمین و آسمان
جا به جا شده
یک نفر، صبر می‌کند
یک نفر، رنج می‌برد
یک نفر فقط  حرف می‌زند
هم او، طلایه دار ِ ما شده

تویی که تمام ِ باوری!
پیام آور ِ حرف ِ آخری
حرف ِ تازه ای به این کتاب اضافه کن
بگو
زندگی همین چند لحظه بود…
مثل ِ آب،
مثل ِ سنگ در مسیر ِ رود
بگو
زندگی تفاوت است!
دوستی به جای ِ خود، به رنگ ِ خود
جنگ رنگ ِ دیگری‌ست
بگو از آن‌چه هست،
آن‌چه نیست
تو بگو
پشت ِ این یکی نبود
چیست آن حقیقتی که بود ِ قصه‌ها شده!؟؛